تو صیادی و من آهوی دشتم

Musiiiiiiiiiic

 چه می خواهی از جانم
برای همنشینی ات گرد کرده ام خرمن دوستی هایم را
افسوس
دلت در باغ من نبود
من سیب ترین جملات را از درخت دلم کندم
و به دستت دادم
دریغ از یک نفس
یک دندان گوش
مرا به کدامین آبادی فروختی؟
که سیب هایش سرخی سیب هایم را نداشت؟
----------------------------------------------------------------------------------
زندگی قافیه ’ باران است

من اگر پاییزم

و درختان امیدم همه بی برگ شدند

تو بهاری

و به اندازه ’ باران خدا زیبایی
----------------------------------------------------------------------------------
مرا اينگونه باور کن
کمی تنها
کمی بی کس
کمی از يادها رفته
خدا هم ترک ما کرده
نمی دانم مرا آيا گناهی هست؟
که شايد هم به جرم آن
غريبی و جدايی هست..؟؟؟

گزارش تخلف
بعدی